
گاهي توي فيلم ها، چهره ي شخصيت هاي منفي رو زشت و بدترکيب گريم مي کنن تا مخاطب با ديدن اون نسبت به شخصيت واقعي متناظر (اگر داستان واقعي باشه) يا صفاتي که بازيگر داره اون رو به نمايش در مياره، احساس بدي پيدا کنه و دوري از اون رو مطلوب بدونه. اين روش مي تونه در جاي خودش به جا و عامل فرهنگ سازي هاي خوب باشه. اما نکته ي قابل توجه اينه که اين روش ممکنه گاهي ما رو در شناخت شخصيت ها دچار مشکل کنه.
قبلا توي يک مطلب با عنوان «کدام ابن ملجم؟» در باره ي شخصيت ابن ملجم و اين که چه جايگاهي توي محبين اميرالمؤمنين (عليهم السلام) داشت، نوشتم و روايتش رو آوردم. ابن ملجم معلم قرآن بود؛ يعني نه تنها کافر (به معناي شهادتين نگفتن) نبود، بلکه در مرتبه اي بالاتر از يک مسلمان معمولي بود. گاهي آدم هاي «بد» از ميان «بهترين» آدم ها متولد مي شوند!!!
يکي از اذکار امشب، لعن قاتل اميرالمؤمنين(ع) است. آيا مهمترين موضوعي که امشب بايد ما را به خودش مشغول کند، فکر کردن درباره ي شخصيت پليد قاتل اميرالمؤمنين(ع) نيست؟! آيا کسي که تولدش با چنان معجزه ي بزرگي همراه بوده، شهادتش اتفاقي و تصادفي است؟ کسي که خداوند متعال اراده کرده است به دنيا آمدنش را به همه ي ما و به تاريخ نشان دهد، آيا خدا نمي خواهد نحوه ي از دنيا رفتنش را هم به ما نشان دهد و پيامي به ما بدهد؟! آيا خدا نمي خواهد به ما نشان دهد که «ببينيد چه کسي اميرالمؤمنين(ع) را به قتل رسانده است»؟ (استاد پناهيان)
__________
پ. ن: «بايد از سرنوشت ابن ملجم با آن سوابق خوب مذهبي گري اش عبرت بگيريم و نگران عاقبت به خيري خودمان باشيم...» (استاد پناهيان)
برچسب:
نویسنده: کیانوش شمس